«فرانو» چيست ؟
«فرانو» چيست ؟
نويسنده: منصور بني مجيدي
موضوع بحران مخاطب در شعر امروز كه به انحاي مختلف باعث ركود بازار نه چندان داغ مجموعه هاي شعر جوان و غيرجوان ما شده ، پيشنهاد شعر «فرانو» را ظاهرا پررنگ تر كرده و دست شاعر و مخاطبان صميمي اش را در فراز و نشيب شگردهاي دريافت و درك هرمونوتيكي باز گذاشته است .
فرانو يك شعر كاملا عيني است و از مفاهيم ذهني و تركيبات اضافي استعاري خيلي به ندرت و به ناگزير استفاده مي كند وگرنه ساخت ذاتي اش به دور از كاركردهاي تكراري گذشته است . اين نام توسط دوست شاعرمان «اكبر اكسير» براي رفع بحران مخاطب پيشنهاد شده است كه البته اين نوع شعر در ادبيات ما سابقه تاريخي دارد و تنها يك نام گذاري بر نوعي از شعر امروز است ... حلقه فرانو در آستارا توسط ، اكبر اكسير، نگارنده ، داوود ملك زاده ، آرش نصرت الهي و افشين خدامرد بطور جدي دنبال مي شود.
استقبال عام و خاص از اولين آلبوم شعر فرانو (بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز!\ نيم نگاه \ 82) از اكبر اكسير و شعرهاي شاعران حلقه فرانو چاپ شده در مطبوعات ادبي دليل موجهي براي موفقيت اين پيشنهاد است .
شعرهايي كوتاه ، بي قيد وزن و موسيقي تحميلي و ساده به زبان امروزي مردم ، با توجه به قشر عظيم جامعه علاقه مند به ادبيات معاصر، زبان نرم عاميانه همراه با نگاره هاي خا زباني با طنزي نهان و تفكر برانگيز.
مهمترين ويژگي ، دوري از عاشقانه هاي بازاري و اجباري و سياسي هاي مبتذل ولوس و پرداختي نو از زاويه يي ديگر به اشيا و مفاهيم دور و اطرافمان ...
استفاده فني از مقوله خيلي مهم زبان و كاربردها و كاركردهاي ماوراي ظاهر آن از جنبه هاي زيبا شناختي و تطبيقي علم زبان شناسي .
فرانو شعر سوژه مدار و مضمون پرداز است كه با نخ نامريي مراعات نظير و تناسب به هم پيوسته . با ضربه هاي پاياني در فضاي معلق گرو تسگ بدون پيش بيني حوادث از پيش تدارك ديده شده ...
فرانو گاهي به مثابه يك قصه عشر ميني ماليستي عمل مي كند و با كمترين واژگان بيشترين معنا را به دوش مي كشد. نه اينكه تنها زبانمدار يا معني مدار باشد بلكه خصوصيات ذاتي ادبيات به معناي واقعي اش را در بر دارد.
با پوسته يي عامه فهم و هسته يي خاصه فهم به نحوي هر دو قشر را در برمي گيرد و فراگير عمل مي كند.
فرانو با شعر آسان ، بدون درگيري و برخورد لفظي تفاوت دارد. به ظاهر، شعري آسان است اما مانند تصويرهاي مينياتوري ، پر از ريزه كاري هاي هوش ربا است .
تازگي تركيبات و شخصيت بخشي ها به اندام وارگي روزمره در كاربردهاي چند وجهي از خصوصيات اين گونه شعرهاست .
از فرانو تنها يك موضوع خا استنباط نمي شود، فهم آن به تناسب و فراخور حال و ذهنيت خواننده شكل مي گيرد و در گستره ادبيت زبان پخش سراسري پيدا مي كند.
فرانو انگار به انسجام يك پازل گسسته برخاسته است ، سبك جديد نيست ، نوعي غبار روبي از قابليت زبان فارسي در آينه شعر امروز است .
فرانو در محدوده هاي مدرن با مولفه هاي پيشرو سروكار دارد.
سوژه در شعرفرانو با يك جرقه عوضي ، حادث مي شود! گاهي درگيري ذهني شاعر با اين گونه شعرها به مثابه صنعت است ، صنعتي كه مواد اوليه معمولي از واژگان را، به يك شعر غريب و حادثه غيرمترقبه تبديل مي كند.
بيشتر اوقات ، نام شعر در فرانو، خارج از كلمات شعر است و نام خود كليد ورود به فهم آن است .
فرانو شبيه يك قسمتي از سمفوني است كه اجراي دقيقش به اركستراسيون منظم نياز دارد تا شكل مقبول تري بگيرد.
فرانو پرداختن ديجيتالي به اندوخته هاي ذهني و تجربيات ذهني و تجربيت شاعر است درحد اعجاز ايجاز. ايجاز اين نوع شعر در بطن كلمه ، اتفاق مي افتد نه در سطرهاي موازي و متوازي ... پس هر شعر كوتاه و ساده نمي تواند مختصات ، فراگير فرانو را داشته باشد.
اين نوع شعر، به وزن چندان توجهي ندارد. وزن و بي وزني ، ناخودآگاه و براساس اتفاق در آن شكل مي گيرد و تعمدي در كار نيست .
فرانو، برخلاف نمونه شعرهاي پسامدرني كه در اغلب صفحات شعر مدرن امروز ديده مي شود منقطع و طولاني نيست . هركجا كه سوژه يي پردازش شد شعر بي وقفه پايان مي گيرد. بازي با كلمات نيست ، از فعل هاي لولايي و ايهام كاربردي و تركيبات وارونه به وقت لزوم با شگردهاي زباني استفاده مي كند. با كاريكلماتور و شعرك و لطيفه هاي بي مزه خيلي فرق دارد...
در اين نوع شعر، از دوم شخا مفرد مفلوك چندان خبري نيست و اگر اين ضمير مزاحم در شعر فرانو به نا گزير وارد شود طبق آرايه تشخيا، شخصيت بخشي شده است .
طنز در فرانو حرف اول را مي زند و آن با لطيفه و جوك و فكاهي و هجو و هزل ، زمين تا آسمان تفاوت دارد طنز در متن و بطن واژه ها حادث مي شود و در جابه جايي ها و بازي هاي خا زباني در رابطه با سوژه ها صورت مي بندد. در اين نوع شعر، به طراحي سوژه و سناريوهاي از پيش ساخته ، هيچ نيازي نيست ، چراكه همه چيز شعر به ناگهان اتفاق مي افتد. البته چينش كلمات به مهندسي خا نياز دارد تا در مجموعه يي يكدست ، در خدمت شعر مورد نظر باشد.
در فرانو تعهدهاي خشك و حزبي دهه چهلي و... جايي ندارد. يك برش كوتاه مثل يك عكس هنري زاويه تازه يي با نگرشي نو در حد زيبايي زباني هم ، منجر به فرانو مي شود. هرچند براي حرف هاي ديگر هم جاي زيادي دارد.
بي شك فرانو شعر مقبول دهه هشتاد است چراكه : شعري است مردمي و اجتماعي بدون پرداختن به شعارهاي دهن پركن . اين نوع شعر، از آنجايي كه خمير مايه طنز دارد شعر متملق و با نقاب و دروغ نمي تواند باشد. طنزش ويرانگر و هدايت گر است و جايي براي هيچ گونه تعارف باقي نمي گذارد.
شاعران جدي كه قادر به اجراي طنز نيستند در فرانو خيلي راحت با استفاده از كلمات معمولي عاميانه ناخواسته به طنز اصيل خود مي رسند. پس به پشتك و وارو زدن براي خنداندن مخاطب آنچنان نيازي نيست «شعري است دردمند كه به قولي از فرط جديت طنزآور شده است .»
در هر صفحه ادبي ، تعدادي نمونه فرانو يافت مي شود بي آنكه شاعرش متوجه اين نام باشد. پس فرانو با اينكه در معنا فراتر از نو است اما پيشاپيش وجود داشته است و برعكس شعر دهه چهل و شعر سپيد شاملويي و غيره در خدمت ذهنيت و شعار و نماد و تركيبات صرف استعاري و دور از ذهن كه خواننده را گيج و گنگ مي سازد يا مثل شعر دهه هفتاد و پسامدرن كه پيروان آنها در حد فتوكپي برابر اصل ديده مي شوند عمل نمي كند. در فرانو هر شاعر، استقلال زباني خود را دارد و هيچ شعري به شعر شاعر ديگر شبيه نيست يا حداقل كمتر مي تواند شبيه باشد. رندي شاعرانه در زبان و فهم و استعداد هركس ، شعر متفاوتي در اين حيطه فراهم مي سازد.
البته بدون پيشينه ادبي و گذشتن از سوابق درخشان شعر سنتي نيمايي سپيد و... نمي توان به اجراي اين نوع شعر دست يافت ، چون فرانو تعالي زبان است كه در مقوله مقدس شعر حادث مي شود و به قولي فرانو اين امكان را به شاعر مي دهد كه بداند. به قول آدونيس : «شعر واداشتن زبان به گفتن چيزهايي است كه به گفتن آن عادت نكرده است !
منصور بني مجيدي . نقل از سایت www.andishenovin.ir
ادبی - شخصی