به یاد بوشکان زاده ی خوش قریحه

منوچهر آتشی در روستای "دهرود" دشتستان دیده به جهان گشود. در تاریخ تولد وی روایات مختلفی وجود دارد. مادرش میگوید 1312 و شناسنامه بر دوم مهرماه 1310 گواهی میدهد. مادرش "پری" خانزاده بود و از سادات با فرهنگ و باسواد و پدرش "محمدجعفرخان آتشی" مردی باذوق و دوستدار شعرهای فایز بود. زمانی که پدرِ او را از دشتستان به ارومیه تبعید کرده بودند، خانواده مدام از صدای چکمهی سربازان در اضطراب و کابوس به سر میبردند. باری مادر با شروههای فایز و لالاییهای جنوب، منوچهر را به خواب میبرد. در ایام کودکی پیرامونش بیشتر صدای پژواک شروه و شعرهای فایز بود وی از کودکی با شعرهای فایز و حافظ انس و الفت داشت و این اشتیاق باعث شد که دیوان شعرای کلاسیک و معاصر را با کنجکاوی دنبال کند. غرق در مطالعهی دیوان رودکی بود که دفترش را گشود تا رباعی دلنشینی یادداشت کند. وسوسهیِ شعرهای عاشقانهی فایز او را رها نمیکرد، با او گفتوگو داشت و با پری او احساس آشنایی میکرد. دوست داشت که شعر مفصلی برای فایز و عشق پری و دربهدریهای او بسراید و آن را "چند و چونی با فایز" بنامد. طرح کلی شعر را ترسیم کرد و از عشق پری و بیوفایی پری و بیمهری مردم و زمانهی دونپرور و درد هجران و رنج زندگی برای فایز سرود.آتشی" هنرمندی چندوجهی بود و علاوه بر شعر، ترجمه و روزنامه نگاری ، در عرصهی تئاتر نیز حضوری ماندگار داشت و نمایش نامههایی نیز از وی به چاپ رسید. برخی مجموعههایِ شعرِ او عبارت اند از: وصف گل سوری، گندم و گیلاس، اتفاقِ آخر، زیباتر از شکل قدیمِ جهان، چه تلخ است این سیب و غزل غزلهای سورنا . منوچهر آتشی پس از پنج دهه حضور درخشان و تأثیرگذار در عرصهی شعر و ادبیاتِ این سرزمین، در 29 آبانماه سال 1384 در اندک زمانی پس از تجلیل در مراسمِ "چهرههای ماندگار" ـ در بیمارستان "سینا" بدرود حیات گفت و در بوشهر جوار آرامگاه "شیخحسینخان چاهکوتاهی" آرام گرفت.
ادبی - شخصی