یکی از بیت هایِ شعر "مریم" از عباس شیخی به یادم اومد. چون دنبال مثال با حال بودم، بیت سوم رو واسه بچه ها خوندم. چون روز ولنتاین یا همون والنتاین (سپندارمذگان خودمون )هم بود، بچه ها ازم خواستن همون بیت رو  واسشون بنویسم.روی تابلو همون بیت رو نوشتم . و قول دادم که غزل رو به صورت کامل تو وبلاگ بنویسم. حدس می زنم بچه ها می خوان به جای اسم "مریم" ...


قبل از اون از عباس شیخی تشکر می کنم که هر جا از می خواستیم شعر رو بخونه، سعی می کرد حاشیه روی کنه. چند جا هم شنیدم که منکر گفتن شعر مریم  شد .

تو را برای اَبد ترک  می کنم  ،  مریم:

چه حس ساده ی تلخی برای غم، مریم!

برای آنکه تو را از تو بیشتر می خواست

چه سرنوشت بدی را زدی رقم، مریم!

پکی  عمیق  به سیگار    می زنم ، امّا

تو نیستی که ببینی چه می کشم، مریم!

مرا به حال   خودم وا گذاشتند    همه

همه ، همه امّا.... ، تو هم؟ تو هم  مریم؟

 عباس شیخی، دوست روزگار پرخاطره ی ......