سلام!

خیلی از دوستان شکوه کردند که چرا وبلاگ را به روز نمی کنم.

شاید هم حق داشته باشند.

ولی به روز رسانی بهانه می خواهد که عید هم با آن همه زرق و برقش نتوانست بهانه ی خوبی باشد.

(بذار راحت حرف بزنم)

بعضی وقتا آدم یه حوادثی رو تو جامعه می بینه که خط فکری ش رو تحت تاثیر قرار میده.

این حادثه از یه صحنه ی تصادف شروع میشه با اعتیاد ادامه پیدا می کنه .با یه درآمد بخور و نمیر دنباله دار

میشه و تا جایی پیش میره که زنی به دنبال آسان ترین راه حل خودکشی می گرده...

فقط کافیه چشمامون رو باز تر کنیم.

سال نو رو با تاخیر بهتون تبریک می گم.

مولوی میگه:

نوروز رخت دیدم ، خوش اشک بباریدم             نوروز و چنین باران باریده مبارک باد